تبليغاتX
آقا امين

آقا امين

روزمره نويسي

سلام
همون طور که می دونید قبلنا می گفتن هنر نزد ایرانیان است و بس!
البته الان این جمله فقط یه شعاره تا ما چیزی رو که الان هستیم رو فراموش کنیم و به گذشته افتخار کنیم.. .
به هر حال ... من یه چند هفته ایه برای کاهش هزینه ها با دو چرخه می رم سر کار تا هم پوکی استخون نگیرم هم قوی شم هم پولم رو کمتر خرج کنم!
راستی دوچرخه خودم رو مامانم داده بود به نون خشکی(دو سه ماه پیش!)!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ظاهرن قرار بوده انباری رو خالی کنن!
حالا من دوچرخه دوستم رو که اونم توی انباری شون بود ازش گرفتم و هلک و هلک می رم شرکت و بر می گردم!
چهار ساعت صبح ! چهار ساعت بعد از ظهر ساعت کاریه منه!! ناهارم بابا با ماشین برام میاره ! خوب قراره من صرفه جویی کنم دیگه(یه چند روزی همبرگر و البته فلافل* نمی خرم!! )!مگه نمی دونی خرج بالاست! تازه امسال افزایش حقوق نداشتم ! جرات در خواست افزایش حقوق رو هم ندارم ! آخه شرکتی که توش کار می کنم تو مرز ور شکستگیه!!!
به هر حال هر روز صبح من از چند تا خیابون می گذرم تا برسم سر کار ، یه روز صبح که داشتم با دوچرخه می رفتم سر کار دیدم علائم راهنمایی یه جورین! اول فکر کردم H**sha**r من زیادی زده بالا چشمام بابا قوری می بینه ! بر گشتم دوباره نگاه کردم دیدم مشکل از من نیست ! اشکال از خود تابلو هستش!
اون موقع بود که متوجه شدم  واقعا

" هنــــــــــــــــــر نزد ایرانیان است و بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــس "!!!

معنی جدید تابلو اینه : احتیاط! خانوم های SINE Gonde  کله پا می شن!.

*فلافل یه ساندویچ عربیه! آخه خیابونی که توش هستیم پر از عربه ... .
پ.ن: فوت خسرو شکیبایی رو تسلیت می گم ! خدا بیامرزش... .




  • Post Link

  • سلام
    می دونی یه یکی دو هفته ای هست که ما اومدیم این خونه جدیدمون !
    بعد این خونه جدید ما هنوز گاز کشی نشده ! البته همین امروز بعد از کلی دویدن بابام دنبال شرکت گاز بلاخره اومدن علم گاز (الم گاز؟؟؟!!) رو کار گذاشتن !
    حالا اینا بماند! مامانم که غذا رو با پیک نیک درست می کنه !!! البته ماکروویو داریم اما مامانم علاقه ای به کار کردن باهاش نداره !
    به هر حال!!!
    آقا خوب تابستون و حموم هم یه چیز واجبیه ! حالا ما چیکار می کنیم ؟؟ آها ! آقا یه حموم عمومی هست که مامانم تعریف می کنه آره امین بچه بودی اینجا می بردمت و از این حرفا! به هر حال الان ما میریم یه حموم عمومی !
    می دونی هفته قبل که رفتم حموم عمومی یه مقدار می ترسیدم ! آخه قبلنا یه فیلم ترسناک دیده بودیم که یه سری ها پول می دن تا بتونن آدم ها رو اونجوریب که می خوان شکنجه بدن ! دلر می کردن تو پوستشون ! چشماشون رو در می آوردن و... حالا این محیط اونجا توی غروب که من رفتم اونجوری بود ... تازه قیافه حمومیه (صاحب حموم) هم ترسناکه، تازه اومد جلو بهم گفت می خوای کیسه بکشم ! منم ترسیدم و گفتم نه ممنونم! تازه اتاقی که من رفتم توش حموم کنم شماره 13 بود همه ی اینا دست به دست هم داد که من جرات نکنم وقتی دارم شامپو می زنم به سرم چشمامو ببندم !!! و همش این ور و اون ور رو چک کنم! و مواظب باشم هیولایی از توی چاه بیرون نیاد ! یا کسی نیاد منو بکشه!
    حالا از اونجایی که بنده همیشه دوربینم همرامه یه عکس جانانه از کیسه کش و خود حمام گرفتم تا ببینید و حال کنید و بترسید!

    پ.ن : زین پس جواب کامنت ها رو توی کامنت خودتون می دم!




  • Post Link

  • گلدسته های زیبایی هستن ! اینطور نیست؟

    پ.ن: فتوشاپم نصب نبود وگرنه یه عکس دیگه می ذاشتم !




  • Post Link

  • سجده به طرف حرم

    این جا یه کوچه خلوته که گنبد و گلدسته های حرم ازش پیداست و این حاج آقا به طرف حرم سجده کرده! بیش تر از ۵ دقیقه این حاج آقا همین جور تو سجده بود! من اول فکر کردم معتاده و افتاده زمین ،بعد نگاه کردم دیدم حرم پیداست ...متوجه قضیه شدم!

    پ.ن: زین پس بخش عکس هم به شدت دنبال میشه ! در ضمن عکس ها رو خودم می گیرم!




  • Post Link

  • اومدم یه پست در مورد رشتی ها و مشخصات یه رشتی بنویسم ترسیدم با توجه به جو نا آرام کشور و اوضاع مشوش سیاسی و وضوع وخیم فرهنگی دچار جنگ های داخلی بشیم و سازمان ها جاسوسی از جمله سیا و موساد با بزرگنمایی اون توی رسانه های جهان دچار دردسر بزرگی بشم و مورد تهدید سردمداران جمهوری اسلای قرار بگیرم و منو به اتهام ارتباط با سرویس های جاسوسی ، خائن به کشور به نامنند بعد با بلگفا دست به یکی کنند کمین بذارن توی مغازه هایی که اکانت می خرن تا منو پیدا کنند و دستگرم کنن ،بعدش به جرم صلب امنیت ملی و خیانت به نظام حکم اعدام منو صادر کنن ، بعد یه پتیشن برام راه بندازن که آقا امین را اعدام نکنید و کلی لوگو با عکس آقا امین را اعدام نکنید از این خرچنگ قورباغه ایا توی وبلاگا می ذارن ! بعدش می بینن نتیجه نمیده و وبلاگ نویسا یه تجمعی راه می ندازن و از آزادی بیان و لزوم آزادی آقا امین حمایت می کنن ، بعدش نیرو های انتظامی اونا رو به گلوله می بندن و یه 18تیر دیگه درست میشه ، بعدش اصلاح طلبا و خانواده های دانشجو ها و مخالفان دولت دست به دست هم می دن و اعتصاب سی روزه راه می ندازن ، بعد توی رسانه های جهان انعکاس پیدا می کنه ! امریکا ایران رو به نقض حقوق بشر متهم می کنه ، اسرائیل هم از فرصت استفاده می کنه می گه اگه حقوق بشر توی ایران اجرا نشه خودمون میایم ایران و اجراش می کنیم ! یه ذره برای هم کر کری می خونن ! بعد اسرائیل می زنه به سرش با چهار پنج هزار تا جت حمله می کنه به ایران از جمله به نطنز! ایران هم می خواد کم نیاره می زنه دمار از روزگار اسرائیل در میاره ! امریکا هم می بینه خر تو خره از افغانستان و عراق و خلیج فارس و ترکیه به ایران حمله میکنه ، ایران تقریبا با خاک یکسان میشه ! مردم جهان تظاهرات ضد جنگ برگذار میکنن ... بیست سی سال بعد سیاست مدار ها و تاریخ شناسا به این نتیجه می رسن اگه آقا امین پست "مشخصات یک رشتی" رو ننوشته بود هیچ وقت خاور میانه و نود میلیون انسان از بین نمی رفتن! بعد منو  از توی زندان در میارن ! (آخه من تخفیف خورده بودم و به حبس ابد محکوم شده بودم ) می برنم و دادگاه جنایت جنگی علیه من میذارن و منو به مرگ با صندلی الکتریسیته محکوم می کنن ! بعد رسانه ها منو با هیتلر مقایسه می کنن و بعضا منو بد تر از هیتلر می پندارن ! مردم جهان همه از من متنفر می شن ! بعد کلمه آقا امین میشه یه فحش!! به جای تروریست می گن آقا امین!بعد منو در سن چهل و پنج سالگی اعدام می خوان اعدام کنن! ازم می پرسن آخرین خواستت چیه می گم با ماشین زمان یه دور بزنم بیام ! بعد موافقت می کنن ! منم می ام به تاریخ همین الان و پست "مشخصات یک رشتی" رو پاک می کنم و به جاش همینی رو که خوندید ، می نویسم!
    روزتون خوش!




  • Post Link


  • About

      سلام دوست خوب و مهربونم! از این که الان اینجا هستی خوشحالم! چون موقعیتی پیش اومده که من و تو با هم آشنا بشیم! امیدوارم بتونم با شما دوست عزیز تبادل فکری داشته باشم!
      همین
      راستی بیست و چهارم خرداد تولدمه ! یادتون نره !!!!!


    Last Photo

    Updating Blog's